پرده را برداريم :
بگذاريم كه احساس هوايي بخورد .
بگذاريم بلوغ ، زير هر بوته كه مي خواهد بيتوته كند .
بگذاريم غريزه پي بازي برود .
كفش ها را بكند . و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد .
بگذاريم كه تنهايي آواز بخواند .
چيز بنويسد و
به خيابان برود .
ساده باشيم .
ساده باشيم چه در باجه يك بانك چه در زير درخت
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 0:38  توسط تارا
|

سلام رفقا امروز وقتی توی وبلاگاتون سرزدم خیلی ناراحت شدم بیشتر وبلاگا غمگین بود شادبودن آسان ترازغمگین بودنه این طوری که شماهاپیش میرین یه راست میرین تیمارستان


+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 18:33  توسط تارا
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 13:46  توسط تارا
|
این روزها جان می دهد برای پرواز در اوج...می پرم تا گرفتار طوفان شوم تا بسازم صبرم را قویتر ازدیروزهایم...تا کمتر از قطره ی باران نباشم...
باید از سربنویسم"زندگی زیباست"...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 0:50  توسط تارا
|
اینجا آسمان ابریست آنجارانمیدانم
اینجاشده پاییزآنجارانمیدانم
اینجافقط رنگ است آنجارانمیدانم
اینجادلی تنگ است آنجارانمیدانم

برای مسافری که اومدولی خیلی زود رفت

+ نوشته شده در شنبه دوم مرداد 1389ساعت 1:25  توسط تارا
|


آدمک آخردنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که توراعاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک ساده نشی گریه کنی
کل دنیایه معماست بخند
آن کسی راکه بزرگش خواندی
به خدامثل توتنهاست بخند

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:42  توسط تارا
|

اشتباه ایمیلی !!! 
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه



+ نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 23:51  توسط تارا
|

خبرجدید درمورد کنکوراینکه مافنی ها بدبختیم
اول که دیردفترچه هارودادن بعدکه دادن دوباره گفتن نه دوباره بایددفترچه بگیرید
که زمانشو بعدااعلام میکنن حالاموندیم علاف
که اینا بلاخره میخوان چکار کنن
کم مثلا
استرس داریم
که اینا هم هی نمک روزخم مامیپاشن
بی خیال برام دعاکنین

+ نوشته شده در یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 13:12  توسط تارا
|